صفحه نخست :: درباره ما :: ارتباط با ما :: تبادل لینک :: گالری فروش :: آموزشگاه آزاد هنری چشمه :: فروشگاه هنری چشمه
 
۞ صفحه نخست
۞ مجموعه آثار
۞ عکس های اختصاصی
۞ اخبار هنری
۞ گوناگون
۞ آثار مکتوب
۞ در مطبوعات
۞ هنر جویان
۞ خریداری آثار
 
فروشگاه هنری چشمه

آموزشگاه آزاد هنری چشمه

علی بحرینی

 
سایت های خارجی
- The Art of William Whitaker
- RICHARD SCHMID ARTIST
- morganweistling
- ANTHONY J. RYDER
رسانه ها
- هفته نامه بیرمی
- هفته نامه اتحاد جنوب
دوستان
- شهراد ملک فاضلی
- استاد مرتضی کاتوزیان
- استاد محمود فرشچیان
- ایمان ملکی
- امیر جمشیدی
- گالری نقاشی رنگ به رنگ
- مجید اروری
- مهرداد جمشیدی
- ققنوس
لینک های مفید
- جستاری در ادبیات و اندیشه (غلامرضا شبانکاره)
- لینکستان
- HASHT
- 1zarb
 
بازديد امروز: 260
بازديد ديروز: 380
بازديد کل: 265153
     
 
فردا خورشید می دمد

 

فردا خورشید می دمد

 

امشب گزمه های غم تبخال های دلم را نمک می سایند و جلّاد حادثه مرا به زیارت خنجرهای خطر می برد. صبوری خواهم کرد تیغ های بی نیام حادثه را. و لهجۀ تند طوفان را به جان خواهم خرید. فانوس امید را به سقف آسمان می آویزم و در زیر نور معصومش مرور می کنم دریا را.

فردا خورشید می دمد و فوّاره های شوق در گوش غنچه ها اذان محبت می خوانند، قدمگاه گل در صحن سینۀ من معطر می شود.

صحرا، چلچراغ شقایق را دگرباره به نظاره خواهد نشست، رمل های تشنه در نوازش شبنم های مهربانی سیراب می شوند.

پشت شب خواهد شکست. من ایمان دارم روشنای را.

این قفل های بسته گشوده می شوند و در باغچۀ دل ها، گل های عشق می شکوفد. من قاصد بهار را دیده ام و تمام رؤیاهایم عطر نفس هایش را در خود دارند.

فردا خورشید می دمد و من تن سردم را در باران نگاهش خواهم شُست.

فردا دریچۀ آسمان رو به اقلیم ما گشوده می شود. من به فردا ایمان دارم.

فردا دستی دستانم را خواهد فشرد و در باغ آرزوهایم معجزه ای خواهد شکفت.

تا سپیده صبح راهی نمانده است. من غسل پرواز را زیر چتر مهتاب به جای آوردم و نماز وصل را در محراب نفس های گُل.

قنوتم را که رنگ نور داشت در سینه کش آسمان با بال فرشته ها پیوند زدم و سجده هایم را در حریم نیاز با شبنم ها درآمیختم.

فردا خورشید می دمد و فاصله ها کوله بار محنت هایشان را از اینجا خواهند برد.

غصّه ها عمارت دل را ترک می گویند، یأس می میرد؛ حسرت شرمینانه بار سفر می بندد و انتظار در پای وصل جان می سپارد.

فردا به دیدار چمن زارها می رویم و در نفس های گُل، شکوفه خواهیم داد. فردا با رودها سخن می گوییم و با کرشمۀ درختان به رقص در می آییم. فردا پرواز را با پرستوهای نجیب تجربه خواهیم کرد.

چه زیباست صبحی که خورشید می دمد و آمدنت را در کوچه های شب جار می زند!

و چه زیباست سِحر چشمهایت، وقتی که خاک مردۀ تنم را بهار می بخشد!

عشق، زاییدۀ ترنّم نگاه آسمانی توست باغ با نسیم تبسّمت شکوفه می گیرد.

تو مفهوم معجزه را در دست هایت خلاصه کرده ای.

طلوع خورشید، طلوع توست و من چشم به راه خورشید، بیدار ایستاده ام.

 

 

 

 

 

 

 



در تاريخ: شنبه 11 مهر 1388
ليست

نظرات (0 نظر)

هنوز نظري ثبت نشده است.
شما هم نظرتان را بنويسيد:

نام

ايميل

وب سايت/ وب لاگ

نظــر

کد امنيتي:
[تغيير کد]


 
     

کپي رايت © 1388 ، تمامي حقوق اين سايت براي سايت علي بحريني محفوظ است.
طراحی سایت ، میزبانی وب ، بهینه سازی وب و راه اندازی سایت توسط شرکت یکضرب