صفحه نخست :: درباره ما :: ارتباط با ما :: تبادل لینک :: گالری فروش :: آموزشگاه آزاد هنری چشمه :: فروشگاه هنری چشمه
 
۞ صفحه نخست
۞ مجموعه آثار
۞ عکس های اختصاصی
۞ اخبار هنری
۞ گوناگون
۞ آثار مکتوب
۞ در مطبوعات
۞ هنر جویان
۞ خریداری آثار
 
فروشگاه هنری چشمه

آموزشگاه آزاد هنری چشمه

علی بحرینی

 
سایت های خارجی
- The Art of William Whitaker
- RICHARD SCHMID ARTIST
- morganweistling
- ANTHONY J. RYDER
رسانه ها
- هفته نامه بیرمی
- هفته نامه اتحاد جنوب
دوستان
- شهراد ملک فاضلی
- استاد مرتضی کاتوزیان
- استاد محمود فرشچیان
- ایمان ملکی
- امیر جمشیدی
- گالری نقاشی رنگ به رنگ
- مجید اروری
- مهرداد جمشیدی
- ققنوس
لینک های مفید
- جستاری در ادبیات و اندیشه (غلامرضا شبانکاره)
- لینکستان
- HASHT
- 1zarb
 
بازديد امروز: 564
بازديد ديروز: 439
بازديد کل: 264401
     
 
عنبرترین زخم های تنهایی

 

عنبرترین زخم های تنهایی

 

چه روزها گذشته است و تو شاید در آن سوی تقویم ذهن

من حتّی نشانی مرا از یاد برده ای

و حالا چهل صبح بی پایان است که برای آمدنت دعای عهد

 می خوانم،

امّا به باور لحظه های دلتنگیم قدم نمی گذاری.

بگو برایم.

کدام گناه نکرده ام را قضاوت نشسته ای! من میوۀ درخت

ممنوعه را نچیده ام.

این حق من نبود، من با تو زاده ام. عمر من از نگاه تو آغاز گشته است.

گلباغ های بهشتت که دیگر نه جای ماست ـ روزی مرا ترانه باغِ

شعرهای کودکانه بود.

بنگر مرا، بس فصل ها که رفته است

امّا هنوز در شعب سخت صبرکُش، چشمم به لطف

 توست

مگر موریانه ها عهد نامۀ خشم تو را نخورده اند؟

پوسیده ام اینجا. لبریز رفتنم. فرعون فتنه ها تنم را به شلّاق بسته اند.

دستی تکان بده، نیل را دو نیم کن.

محتاج یاری توأم. مگر انتظار می کشی تا موریانه ها عصای استخوان مرا آب و گِل کنند؟

بنگر چه خسته ام. دلتنگیم از حد گذشته است.

گفتم شبی شاید که نیم چشمی به من کنی.

فانوس دیده را به راهت گذاشتم. امّا نیامدی و شب ها بسی گذشت.

چون « ذوالجناح شرم » چه بسیار ضجّه ها در سینه ریختم. امّا

چه دور مانده تا مرا از درد وارهی.

یک شب که شب هم به خواب رفته بود، من دجله دجله ساز اشک

 نواختم و سوختم.

پروانۀ دلم را دگر پری نمانده است.

هر شب برای من شام غریبان دردهاست.

آوارۀ خیال تو گشته ام، منزل به منزل مرا تا کجا می بری دگر؟

آتش نشین شدم عزیز

نمرود شرک را در شرم گُلسِتان بکُش یا شعله شعله خشم فرود آر، دود کن.

هر چند قحط سال نگاه توست

امّا دوباره نذر کرده ام چهل صبح آرزو را دعای عهد به

سویت روان کنم

 چشمم به راه توست.

 

 

 

 



در تاريخ: شنبه 18 مهر 1388
ليست

نظرات (0 نظر)

هنوز نظري ثبت نشده است.
شما هم نظرتان را بنويسيد:

نام

ايميل

وب سايت/ وب لاگ

نظــر

کد امنيتي:
[تغيير کد]


 
     

کپي رايت © 1388 ، تمامي حقوق اين سايت براي سايت علي بحريني محفوظ است.
طراحی سایت ، میزبانی وب ، بهینه سازی وب و راه اندازی سایت توسط شرکت یکضرب