صفحه نخست :: درباره ما :: ارتباط با ما :: تبادل لینک :: گالری فروش :: آموزشگاه آزاد هنری چشمه :: فروشگاه هنری چشمه
 
۞ صفحه نخست
۞ مجموعه آثار
۞ عکس های اختصاصی
۞ اخبار هنری
۞ گوناگون
۞ آثار مکتوب
۞ در مطبوعات
۞ هنر جویان
۞ خریداری آثار
 
فروشگاه هنری چشمه

آموزشگاه آزاد هنری چشمه

علی بحرینی

 
سایت های خارجی
- The Art of William Whitaker
- RICHARD SCHMID ARTIST
- morganweistling
- ANTHONY J. RYDER
رسانه ها
- هفته نامه بیرمی
- هفته نامه اتحاد جنوب
دوستان
- شهراد ملک فاضلی
- استاد مرتضی کاتوزیان
- استاد محمود فرشچیان
- ایمان ملکی
- امیر جمشیدی
- گالری نقاشی رنگ به رنگ
- مجید اروری
- مهرداد جمشیدی
- ققنوس
لینک های مفید
- جستاری در ادبیات و اندیشه (غلامرضا شبانکاره)
- لینکستان
- HASHT
- 1zarb
 
بازديد امروز: 246
بازديد ديروز: 380
بازديد کل: 265139
     
 
صادرات هنر و فرهنگ ایرانی یا تجارتی برای دولت

صادرات هنر و فرهنگ ایرانی با فروش آثار هنرمندان ایرانی حاصل می‌شود ولی آیا این مقوله می‌تواند دلیلی برای تجارت ودرآمدزایی دولت باشد؟

همیشه نام هنرمندان بزرگ ایرانی در حراج‌های مطرح هنری مانند اكسپوی كریستینر یا حراج سابتی درخشیده و آثار آنها با قیمت‌های بالا به فروش رفته است.

در شرایطی که قیمت نفت در بازارهای بین المللی پایین و پایین تر میرود در بورس های آثار هنری اوضاع از قرار دیگری است. تابلوهای نقاشی و خوشنویسی، عکسها و مجسمه های هنرمندان ایرانی بعد از اینکه چندین بار در حراج های بین المللی عرضه شدند هر روز گران قیمت تر می شوند.

اگر تا دیروز جشنواره های بین المللی با توجه شان به آثار سینمایی برای هنرمندان سینمای ایران شهرت می آوردند حالا تالارهای حراج کریستی و ساتبی، اقتصاد هنر را در ایران تغییر می دهند. در بازار آثار هنری ایرانی، کسی دیگر از بالا بودن قیمت این آثار شگفت زده نمی شود. دیگر کمتر کسی با تعجب از این صعود چندین برابری یاد می کند.

در اولین حراج كریستی كه در ماه می سال ۲۰۰۵ که در دبی برگزار شد، تابلویی از فرهاد مشیری و عكسی از شیرین نشاط هر کدام با قیمت چهل هزار دلار ركورد دار فروش آثار ایرانی بودند.

در دومین حراج در فوریه سال ۲۰۰۶، آثار هنری محمد احصایی خوشنویس، پرویز تناولی، مجسمه ساز و فرهاد مشیری نقاش و طراح، با فروش ۱۰۲ هزار دلاریشان در مجموع، ركورد تاریخ فروش آثار هنری ایرانی را در دنیا شكستند. در سومین حراج كریستی که در ۳۱ اكتبر سال ۲۰۰۸، برگزار شد، فرهاد مشیری بعد از احمد مصطفی هنرمند مصری بیشترین قیمت را برای اثر هنری اش بدست آورد. تابلوی مشیری به مبلغی بیش از ۷ برابر برآورد اولیه چكش خورد و به قیمت ششصد هزار دلار به فروش رسید. حراج چهارم آثار ایرانی به ركورد قابل توجه ۵/۲ میلیون دلاری دست یافتند و ایرانیها در صدر کریستی چهارم ایستادند. در این حراج، شش اثر ایرانی در میان هفت اثرنخست این حراج از نظر قیمت قرار داشت. «پرسپولیس» ساخته پرویز تناولی مجسمه ساز ایرانی توانست با رکورد بی سابقه دو میلیون و ۵۰۰ هزار دلاری به عنوان گران قیمت ترین اثر این دوره از حراج کریستی در دوبی به فروش برسد که در تاریخ حراج کریستی در خاورمیانه نیز رکوردی بی سابقه است. خریداران آثار ایرانی و هندی این فروش، عموما به صورت تلفنی از نیویورك، لندن، میلان، پاریس، ژنو و... بودند، اما ۹۵ درصد فروش آثار عرب ها حضوری انجام شد. طبق آمار خانه حراج کریستی ، ۷۷ درصد از خریداران این حراجی از خاورمیانه و ایران ، ۱۷ درصد از اروپا و انگلیس و ۶ درصد از آمریکا بوده اند.

در پنجمین حراج کریستی در ۲۸ اکتبر ۲۰۰۸، در بخش هنر بین الملل مدرن و معاصر، تابلو خط محمد احصایی با بالاترین رقم فروش در پنجمین حراج آثار هنری کریستی دبی، به قیمت ۴۸۲ هزار و ۵۰۰ دلار فروخته شد.

رقابت بر سر تصاحب آثار هنرمندان صاحب نام، رویای بسیاری از این سرمایه داران است اما می توان گفت فروش آثار هنری در ایران هم سابقه طولانی دارد.

به گفته شهریار عدل، کارشناس هنرهای تجسمی، حدود پانصد سال پیش در پایان دوره تیموری و آغاز دوره صفوی، نقاشی‏های بهزاد خریداران بسیاری پیدا كرد. همزمان با دوران شاه عباس هم پادشاهان مغول در هند بسیار هنردوست بودند و پول‏های قابل توجهی برای خرید و جمع‏آوری آثار هنری خرج می‏كردند.

شهریار عدل می گوید: آثار هنری تجسمی هند و چین هنوز بهترین فروش را درحراجی ها به خود اختصاص داده اند. حتی نمی توان به یقین گفت که چه نوع آثاری از هنرمندان ایرانی بهتر به فروش می رود و خریداران بیشتری دارد. با اینکه همه آثار ارائه شده در این حراجها مربوط به هنر معاصر ایران است، اما توجه به آثار سنتیتر، مثل نقاشی خطهای صداقت جباری و محمد احصایی که از گرانترین آثار عرضه شده دراین حراج ها هستند، از توجه خریداران به آثاری که در هنر قدیم ایران ریشه دارند حکایت می کند.

به نظر پرویز تناولی زمان آن رسیده که سرمایه گذاران به جای سرمایه گذاری بر روی خانه و زمین؛ آنطور که در ایران رایج است، نگاهی هم به آثار هنری بیندازند. پرویز کلانتری که یكی از آثار كاهگلی اش برای اولین بار در حراج چهارم كریستی به فروش رفت درباره تاثیر این فروش ها بر بازار فروش آثار هنری در ایران می گوید: در داخل كشور اتفاق خوبی که میافتد این است که گالری ها میان نقاش و مخاطب واسطه می شوند و نقاش فقط كار نقاشی را انجام میدهد. اتفاق مهم دیگر این است كه آثار هنرمندان داخلی به جهان هنر معرفی میشود. این برای من مهمتر است. البته اقتصاد هنر مساله بسیار جدی است.

در دولت اصلاحات قرار بر این بود كه این اكسپوها و فروش‌ها در ایران نیز پایه‌گذاری شود و علیرضا سمیع‌آذر، مدیریت امور تجسمی وزارت ارشاد وقت با ارائه لایحه‌ای به مجلس درخواست بودجه‌ای برای این امر شد كه اتفاقا بودجه‌ای نیز كه گویا كم هم نبود برای این كار اختصاص یافت.

ولی پس از گیر و دارهای بسیار و برخی اشكالات این لایحه در نقطه خفه شد و مسكوت ماند و معلوم نشد بر سر این طرح چه آمد.

به هر حال آثار هنرمندان ایرانی همانور كه گفته شد در حراج‌های بین‌المللی بسیار مورد استقبال قرار گرفته و می‌گیرد و این موضوعی نیست كه به راحتی بتوان از كنار آن گذشت. در این میان وزارت ارشاد نیز وارد عمل شده است و سال پیش اكسپوی تهران را به راه انداخت هر چند این اكسپو دومین دوره آن بود ولی استقبال از آن زیاد قابل قبول نبود و تنها خریداران داخلی آثار هنرمندان را خریدند.

اكسپو به فروش آثار هنرمندان مطرح تبدیل شد و آنچه كه جزو اهداف آن بود یعنی فروش هنرمندان جوان تحقق آن چنانی نیافت. نگارخانه‌داران حاضر در اكسپوی تهران كه سال پیش در تالار وحدت برگزار شد نیز با درك این جریان آثار بزرگان هنر را كه در انبارهای خود داشتند به صحنه وارد كردند كه دست خالی از این خوان نعمت بیرون نروند.

با این وضعیت در داخل كشور، هنرمندان ایرانی بسیار علاقه‌مند هستند كه آثارشان در حراج‌های خارجی و بین‌المللی مانند كریستینر و یا سابتی به فروش برود كه علاوه بر درآمد بیشتر، مطمئنا برای آنها اعتبار بیشتری نیز به همراه دارد.

باز هم وزارت ارشاد پا به میان گذاشت و نگارخانه‌های دائمی ایران را در اروپا پایه‌گذاری كرد تا شهرهای ونیز، رتردام، پاریس در آینده‌ای نزدیك به احتمال زیاد زاگرب نیز شاهد حضور ایرانی‌های هنرمند باشند.

افق این طرح بسیار خوشایند و روشن می‌نمود و در ابتدا بسیاری از هنرمندان از این امر استقبال كردند و آن را بسیار موفق و قابل قبول برشمردند هر چند كه برخی نیز اصولا و كلا به خروج هنر ایران روی خوش نشان ندادند.

مسعود زنده روح كرمانی در این مورد می گوید: فروش آثار هنری در خارج از کشور به منزله خروج بخشی از میراث هنری کشور است. چرا باید مردم خودمان از داشتن و دیدن این آثار محروم شوند در صورتی که این آثار باعث غنی شدن کلکسیون کلکسیونرهای خارجی می شوند؟

تا اینجای این طرح همه چیز به خوبی پیش می‌رفت تا آنكه خبری در میان اهالی هنر برخی را نگران كرد و واكنش‌هایی را در پی داشت و آن خبر این بود كه وزارت ارشاد به جای فروش آثار هنرمندان جوان ایرانی، آثار هنرمندان بزرگ را به فروش می‌رساند و علاوه بر این برخی زمزمه می‌كردند كه مركز توسعه هنرهای تجسمی كه یك شركت و موسسه دولتی و مدیریت آن بر عهده عبدالرحیم سیاهكارزاده است اقدام به فروش آثاری در این نگارخانه‌های ایرانی ـ خارجی می‌كند كه از هنرمندان به بهانه تقویت گنجینه‌های حوزه‌های هنری خریداری كرده‌اند.

البته این امر در حالت عادی به نظر مشكلی پیش نمی‌آورد ولی فروش آثار هنرمندان بزرگ، پیشكسوت و گاهی هم در گذشته از یك سو و تفاوت قیمت بین آثار خریداری شده و آثاری كه به فروش می‌رسد از سوی دیگر باعث شده كه برخی از این كار انتقاد كنند.

مرتضی حیدری، ‌هنرمند نقاش و دبیر دوسالانه نگارگری در این رابطه می‌گوید: در زمان صمیمی‌آذر بحث برگزاری اكسپو در ایران قوت گرفت و قرار بود كه ایران حراج‌های بزرگی بر پا كند ولی بنا به دلایلی این امر محقق نشد.

وی در رابطه با وضعیتی كه امروز در خرید و فروش آثار هنرمندان ایرانی وجود دارد توضیح می‌دهد:‌من شنیده‌ام كه موسسه توسعه هنرهای تجسمی یك سری كارهایی را به امانت می‌گیرد و بعد می‌فروشد.

وی می‌افزاید:‌فسلفه و شرح وظیفه نهادی مثل مركز توسعه هنرهای تجسمی چیست؟ انجمن هنرهای تجسمی كه قبلا وجود داشت بودجه‌ای دریافت می‌كرد و در هیات مدیره خود تصمیم می‌گرفت كه آثاری را بخرد و به موزه‌ها هدیه كند و اگر مركز توسعه هنرهای تجسمی هم این وظیفه را برعهده دارد پس چرا آثار خریداری شده خود را می‌فروشد؟

حیدری می‌گوید: سراغ دارم استادی كه به خاطر فروتنی و هم‌سطح كردن قیمت كارش با دانشجویانش اثری را به مركز توسعه با قیمت ۵۰ هزار تومان فروخت و بعد از چند وقت اثرش را در یك شركت خصوصی یافت كه مركز آن را به ۵۵۰ هزار تومان فروخته است. این جریان به نظر خلاف قانون است.

وی به نقش و وظیفه مركز توسعه اشاره كرد و ادامه می‌دهد: نقش مركز توسعه هنرهای تجسمی حمایت از جریان جاری و ساری هنر در كشور و هنرمندان جوان معاصر است نه افزودن بر منابع مالی خود.

وی خاطر نشان می‌كند: بانك پارسیان می‌تواند یك اثر بخرد و در خارج یا چندین برابر قیمت بفروشد ولی نهادی مثل وزارت ارشاد باید از هنرمندان فعال جوان معاصر حمایت كند. به عقیده من این یك حلقه مفقوده در این جریان است.

وی در پایان می‌گوید: آثار بزرگانی چون فرشچیان، احصائی، زنده‌رودی، تناولی و ... باید به عنوان گنجینه ملی ثبت و ضبط شده و در موزه‌های داخل كشور به نمایش درآید نه اینكه به خارج فرستاده شده و به فروش برسند.



در تاريخ: چهارشنبه 13 آبان 1388
ليست

نظرات (2 نظر)

سارا
سه شنبه 16 فروردين 1390

sسلام وخسته نباشید برای فروش آثار مینیاتورو آثار لاکی چطور مشتوان با حراجی ها ارتباط برقرار کرد؟لطفا راراهنما ییم بکنید.
مهدي
چهارشنبه 10 فروردين 1390

با سلام مي خواستم ببينم مي توان با رابطهاي حراجي ها ارتباط برقرار كرد در صورت امكان براي فروش تابلوي مينياتور مي خواستم راهنماييم كنيد ممنون
شما هم نظرتان را بنويسيد:

نام

ايميل

وب سايت/ وب لاگ

نظــر

کد امنيتي:
[تغيير کد]


 
     

کپي رايت © 1388 ، تمامي حقوق اين سايت براي سايت علي بحريني محفوظ است.
طراحی سایت ، میزبانی وب ، بهینه سازی وب و راه اندازی سایت توسط شرکت یکضرب